ذبيح الله صفا

687

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

مدتها بعد از آن دنبالهء شيوهء شاعران اواخر عهد تيمورى را رها نكرده بودند ، سعى داشت تا انديشه‌هاى باريك و لطيف را در زبان سادهء روشن بيان كند و ازينروى در سخن او و همانندگان وى بدان ابهام كه در شيوهء خيال‌بندان سدهء يازدهم و دوازدهم مىبينيم بازنمىخوريم . ديوان او را آذر دوهزار بيت و فخر الزمانى كه آن را مطالعه كرده بود چهارهزار و هشتصد و پنجاه و پنج بيت و اسمعيل پاشا هزار و يك « احد و الف » بيت نوشته‌اند ، و نسخه‌هاى معدودى از آن در دستست . غزلهاى او مشهور و ساقىنامه‌اش كه بمدح شاه تهماسب ختم شده ، بسبب اشتمال بر انديشه‌هاى حكيمانه و داشتن بيان فصيح قابل توجهست . از اوست : عجب مانده‌ام زين خم نيلگون * كه صدگونه رنگ آمد از وى برون جهان راست آيين ناداشتى * فلك زود خشمى است دير آشتى درين باغ كش خار شد دلخراش * منه دل تماشاگر باغ باش گذر كن ازين منزل پرستيز * تو برخيز ازو تا نگويند خيز اگر رفت سرمايهء گل ز دست * غنيمت شمر پنج روزى كه هست چه گويى ز عمر و ز ايام او * مبر با چنين كوتهى نام او بگيتى كسى يافت عمر دوبار * كزو ماند نام نكو يادگار بود كوشش ما ز روى قياس * چو پيمودن راه گاو خراس كه گردد سحرگاه تا وقت شام * در اول قدم شامگاهش مقام نبينى درين تنگنا همدمى * كه بردارد از خاطر ما غمى دريغا ز ياران خاكىنهاد * كه رفتند زين خاكدان همچو باد بصحبت همه شمع مجلس‌فروز * چو انجم شب آورده با هم بروز همه روز در بوستان يار هم * چو گلها شكفته بديدار هم دريغا كه اين ديدهء خونفشان * نبيند كنون هيچ ازيشان نشان دمى چند گفتند و خامش شدند * ز ياد حريفان فرامش شدند يكى نيست ز آن غمگساران همه * من و غم ، كه رفتند ياران همه ببالين چسان سر نهم خوابناك * حريفان همه كرده بالين ز خاك